هشت دوگانه همسان هالیوود | دور ریختن پول یا خطای محاسبه؟


هشت دوگانه همسان هالیوود | دور ریختن پول یا خطای محاسبه؟

سینما و تلویزیون > سینمای‌ جهان – همشهری آنلاین:
دست‌کم ۱۰ نمونه در تاریخ معاصر سینمای وجود دارد که در آنها استودیوهای هالیوودی گرفتار پدیده «فیلم‌های دوقلو» شده‌اند؛ فیلم‌هایی که با موضوع‌های تقریبا مشابه و یکسان در کمترین زمان ممکن از یکدیگر روی پرده رفته‌اند.

به گزارش همشهري آنلاين به نقل از اينديپندنت، گرچه استوديوهاي بزرگ همواره در جريان پروژه‌هاي هم قرار دارند اما مواردي هم پيش مي‌آيد كه حتي زمان اكران فيلم‌هاي مشابه بسيار به هم نزديك مي‌شود. شايد بتوان همه فيلم‌هاي كارنامه دواين «راك» جانسن را يكسان دانست اما «دانكرك» و «سياه‌ترين ساعت» را كجاي دل‌مان بگذاريم كه هر دو درباره تخليه نيروهاي بريتانيايي از سواحل فرانسه در ماه مي ۱۹۴۰ توليد شدند؟

بلاك‌باستر تحسين‌شده كريستوفر نولان آن رويداد تاريخي را از نگاه مردان گرفتار در ساحل نرماندي روايت كرد و «سياه‌ترين ساعت» جو رايت ماجرا را از لحظه‌هاي تصميم‌گيري وينستن چرچيل، نخست‌وزير بريتانيا به تصوير كشيد. با اينكه پروژه‌ها به اندازه‌اي متفاوت بودند كه برنامه‌ريزي استوديوهاي هاليوودي را توجيه كنند اما توليد همزمان «دانكرك» و «سياه‌ترين ساعت» درست مثل اين بود كه دو دوست نزديك با يك لباس مشابه با هم به يك مهماني باشكوه برسند! آنچه پيش رو داريد، برجسته‌ترين فيلم‌هاي دوقلوي هاليوود در سال‌هاي اخير هستند.

۱٫ «سنگ گور» ۱۹۹۳ و «وايت ايرپ» ۱۹۹۴: ماجراي مشهور همكاري وايت ايرپ و داك هاليدي قمارباز براي مبارزه با خانواده كلانتن در آريزونا در ۱۸۷۹ بارها دستمايه توليد وسترن‌هاي سينمايي بوده كه دو فيلم معروف آنها از اين قرارند: «كلمنتاين عزين من» جان فورد در ۱۹۴۶ و «جدال در اوكي كرال» جان استرجس در ۱۹۵۷٫ پس از موفقيت خيره‌كننده «نابخشوده» كلينت ايستوود در ۱۹۹۲، استوديوها دوباره به گونه وسترن روي خوش نشان دادند و «سنگ گور» را با كرت راسل و ول كيلمر و «وايت ايرپ» را با كوين كاستنر و دنيس كويد ساختند اما هيچ‌كدام نتوانستند توفيق «نابخشوده» را تكرار كنند.

۲٫ «قله دانته» و «آتشفشان» ۱۹۹۷: گدازه‌هاي آتشفشاني موضوعي مشترك در بلاك‌باسترهاي پايان دهه ۱۹۹۰ بود كه در «قله دانته» راجر دانلدسن و «آتشفشان» ميك جكسن ظهور يافت. فيلم اول به لطف بازي پيرس برازنان و ليندا هميلتن در گيشه خوش درخشيد و حدود ۱۸۰ ميليون دلار فروخت. فيلم جكسن كه با ۹۰ ميليون دلار (۳۰ ميليون دلار كمتر از «قله دانته») توليد شده بود، با ۱۳۰ ميليون دلار فروش به كار خود پايان داد. هر چند تابستان آن سال در اختيار فيلم‌هايي چون «دنياي گمشده: پارك ژوراسيك»، «سربازان سفينه» و سرآمد همه دوران‌ها «تايتانيك» بود.

۳٫ «تاثير عميق» و «آرماگدون» ۱۹۹۸: دو فيلم با موضوع مشابه تلاش فضانوردان براي جلوگيري از برخورد اجرام آسماني به زمين و رخ دادن آخرالزمان. در «تاثير عميق» مورگان فريمن رئيس‌جمهوري است كه ماموريت نجات زمين را هدايت مي‌كند و در دومي بروس ويليس و ديگر همكاران فضانوردش راهي فضا مي‌شوند. گرچه ستاره‌شناسان از نظر علمي به «تاثير عميق» ميمي لدر چراغ سبز نشان داده بودند اما «آرماگدون» مايكل بي و جري بروكهايمر بيشتر به دل تماشاگران نشست با فروش ۵۵۰ ميليون دلاري راه را براي توليد فيلم‌هاي مشابه هموار كرد. رولند امريش ديگر كارگرداني بود كه در سه‌گانه «روز استقلال»، «روز پس از فردا» و «۲۰۱۲» سراغ ماجراي نابودي زمين رفت.

۴٫ «مورچه‌اي به نام زي» و «زندگي يك حشره» ۱۹۹۸: با وجود حرف زدن چهره‌هايي چون وودي آلن، شارون استون، سيلوستر استالونه و جنيفر لوپز در فيلم اول، اين «زندگي يك حشره» پيكسار و والت ديزني به كارگرداني جان لسه‌تر بود كه در گيشه خوش درخشيد و به لطف صداي كوين اسپيسي ۳۶۵ ميليون دلار فروخت. نكته جالب اينكه آلن، لسه‌تر و اسپيسي اين روزها به رسوايي اخلاقي دست به گريبان هستند و چندان طرفدار ندارند.

۵٫ «ماموريت به مريخ» و «سياره سرخ» ۲۰۰۰: مريخ سياره‌اي است كه از زمان ژرژ مه‌ليس ذهن فيلمسازان را به خود مشغول كرده است اما تلاش‌هاي آنتوني هافمن و برايان دي‌پالما در نخستين سال هزاره سوم براي جلب نظر علاقه‌مندان ره به جايي نبرد تا اينكه ريدلي اسكات در ۲۰۱۵ با «مريخي» حرف آخر را در اين عرصه زد.

۶٫ «پرستيژ» و «شعبده‌باز» ۲۰۰۶: روايت كريستوفر نولان از رقابت شعبده‌بازان در لندن دوران ويكتوريا با بازي هيو جكمن و كريستين بيل ۱۱۰ ميليون دلار در گيشه فروخت كه ۷۰ ميليون دلار بيش از هزينه توليد بود. «شعبده‌باز» نيل برگر اما با هزينه ۱۷ ميليون دلاري توليد شد و ۸۸ ميليون دلار در گيشه به دست آورد. ادوارد نورتن، پل جياماتي و جسيكا بيل در اين فيلم ايفاي نقش كرده‌اند.

۷٫ «كاپوتي» ۲۰۰۵ و «بدنام» ۲۰۰۶: فيليپ سيمور هافمن فقيد براي بازي در نقش اصلي «كاپوتي» بنت ميلر دو جايزه اسكار و بفتاي بهترين بازيگر نقش اول را برد و توبي جونز براي حضور در «بدنام» داگلاس مك‌گرث در حلقه منتقدان فيلم لندن تقدير شد. به هر حال، فيلم اول يك سال زودتر بيرون آمد و بيشتر مورد توجه قرار گرفت. اين در حالي است كه قهرمان هر دو ترومن كاپوتي، نويسنده نيويوركي بود كه در ۱۹۵۹ با دو متهم پرونده قتل خاندان كلاتر گفتگو و حاصل آن را به داستان «در كمال خونسردي» تبديل كرد. بينگام ري، تهيه‌كننده هاليوودي بعدها به نيويوركر گفت: «خاطرم هست مك‌گرث به من زنگ و زد از كامل شدن فيلمنامه‌اي درباره كاپوتي خبر داد. به او گفتم كه خبر دارم و فيلمنامه روي ميز من است. در واقع، من داشتم به فيلمنامه دن فوترمن نگاه مي‌كردم كه ميلر فيلمش را بر اساس آن ساخت.»

۸٫ «مارگريت» ۲۰۱۵ و «فلورنس فاستر جنكينز» ۲۰۱۶: روايت سرراست استفن فريرز از زندگي خواننده بدصداي آمريكايي يك نامزدي اسكار براي مريل استريپ به ارمغان آورد و مورد توجه منتقدان هم قرار گرفت اما «مارگريت» زاوير جيانولي كه دو ماه پيش‌تر در بريتانيا به نمايش درآمده بود، با وجود بازي درخشان كاترين فروت در نقش اصلي چندان جدي گرفته نشد. جيانولي بعدها گفته بود: «درست يك ماه پيش از آغاز فيلمبرداري مارگريت، در جريان توليد فلورنس فاستر جنكينز قرار گرفتم… وحشتناك بود.»

منبع: همشهری آنلاین

به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!